به نام تو ای آرام دلم... انتهای وجودم...
س ل ا م - د و س ت ا ی - خ و ب م
سلام دوستان خوبم. امیدوارم خوب خوب باشید.
س ل ا م . وقتی دير می کنم، می خواهم ببينم: اگر آوا ديگر نياد، کسی هست بگويد: آوا هستی يا نه... کجايي؟
شما دوستاي خوبم که گفتيد: آوا کجايي؟ چرا ازت خبری نيست؟ چقدر منو خوشحال کرديد. ازتون ممنونم.
شکر خدا خوبم. معلوم نيست که چه کسی برنده اين سری از مسابقات بشود. من در مسابقه دوم (= ترک يک عادت بد و جايگزيني آن به يک عادت خوب) شرکت کردم و تا حد زيادی برنده بودم. منظورم اينه که تا حدی از غفلت و فراموشی ام نسبت به خداوند درآمدم، اما نه کامل! می دانيد من خيلي خدا را نمی شناسم که چه کسی است. فقط می دانم که خيلي خوب است. خيلي مهربون است. بجز اين، خيلي ها را ديدم که وقتی عاشق خدا شدند، حاضر شدند، بخاطر اون از همه چيزشان بگذرند. از موقعيت هاشون، از فرزند 6 ماهه شان، از همسر زيباشون، حاضر شدند در آتيش بروند، حاضر شدند سرشان را بدهند، حاضر شدند تمام زندگی و بود و نبودشان را بدهند. حاضر شدند به خاطر اينکه یا خدا بباشند، حتی شهيد بشوند.
من نمی دانم که خدا چه کسی است که عاشقانش اين طوری عاشقش شدند. [و گفتند: الهی، همه چيزم را بگيرند، باز هم، من از تو جدا نمی شوم. حتی اگر هزار بار هم بی آبرو بشوم.]
خدايا می دانم اگر به بنده ای چيزي بخشيدي، به ديگران هم می بخشی. خدايا می دانم که بخشندگی ات بی نهايت است. می دانم که عاشقی! و عاشقِ عاشقانت هستی. خدايا به ما هم عشق بی نهايت به خودت را بده.
و اما مسابقه اين دفعه
دوستان خوبم. توضیحی بدهم : اشعار ارزشمند شما را بر اساس زمانی که برایم کامنت گذاشتید در صفحه گذاشته ام. یعنی هر کی زودتر نوشته اش را فرستاده بود- من بالاتر نوشته اش را گذاشتمش. و بعد از اتمام نظرات عمومی - تمام نظرات خصوصی را آورده ام. خواهش می کنم تا آخر اشعار را بخوانید چون واقعا زیباست.
دوستان خوبم، منتظر رای های شما هستم:
شماره 1- آقا رضا آسمون نداره
وبلاگ http://abie-aseman.blogfa.com /
متن:
بال هایت را کجا گذاشته ای؟ برای پرواز چرا در نگاهت شوقی نیست؟
آبی آسمان تنها با تو آبی خواهد بود پس چرا در آغوش نیلی رنگ بی کرانش آرام آرام سبک نمی شوی؟
طوفان وحشی روزگار بال هایت را بی رحمانه شکست "ترس تو از نسیم مهربان بهر چه بود؟
آسمان برای لمس بال های زخم خورده ات لحظه شماری میکند پس خاک را با تو چه پیوندیست که این گونه در بسترش آرمیده ای؟
بال هایت را کجا گذاشته ای؟ شاید این آسمان برای پرواز تو حقیر است ؟
پس کدامین آسمان نگون بخت به تماشای عشق بازی تو با پرستوهای مهاجر خواهد نشست؟
موفق و شاد زی
شماره 2- خانم سارا
وبلاگ http://voroojak63.persianblog.ir /
متن:
مسابقه اول : بال هایت را کجا گذاشته ای ؟ او با دو بال و دو پا آفریده شد ولی آسمان را هرگز ندید که به پرواز فکر کند . حال دیگر بالی ندارد.
مسابقه دوم: درونگرایی و سکوت و غفلت که انشاءالله از روز 5 شنبه ترک خواهم کرد و آدمی بشاش می شوم
شعر:
سرخوشم سرخوش از این شور که در سر دارم
گویی از عشق دوتا بال به پیکر دارم
عشق رویای رسیدن به تن توست که من
سر نمی خواهم از این خواب گران بردارم
شماره 3- (آقا/ خانم ) گل يخ
وبلاگ http://www.amirearab.persianblog.ir /
متن:
من بالهایم را جا نگذاشتم .... بلکه برای رسیدن به بالاترین عشق هستی با تمام زندگی خود آن را معامله کردم. خدایا معامله ی خوبی بود یا نه ؟؟
مسابقه دو: یکی از اخلاقهای بارز من مهربانی هست که همه به اون اقرار دارند
توی دنیای مجازی هم فکر می کردم می تونم مثل دنیای واقعی مهربان باشم و ... ولی بعد از مدت کوتاهی متوجه شدم توی این دنیا گرگ بیشتر پیدا میشه
برای همین تصمیم گرفتم اینجا دیگه باکسی زیادی مهربانی نکنم و عادی برخورد کنم
هرچند هنوز کاملا موفق نشدم و لی دارم سعی خودم رو می کنم
شماره 4- (آقا/ خانم ) قصه گو
وبلاگ http://www.ghesehaayekhoda.persianblog.ir
متن:
بالهایم را کجا جا گذاشتم؟
بالهایم را پیش معبودم گذاشتم
او که بخشنده و مهربان است
او که زنده و حاضر است
او که نزدیک و دوست داشتنی است
او که آرام قلب است
او که امانت دار قلبهای پاک است
بالهایم را جا گذاشتم تا به زمین خاکی بیایم
بالهایم را در ازای تجربه های زمینی به امانت گذاشتم
ولی میدانم روزی باز می گردم و بالهایم را پس می گیرم
و به آن هنگام است که دوباره پرواز به سوی آسمانهای بی کران را شروع خواهم کرد
آری باز میگردم چون به او قول داده ام که گول زیبایی های دنیای زمینی را نخورم
به او قول داده ام که به همنوعانم خدمت کنم و مهربان باشم و مثل او پاک باشم
خدايا ! بارالها! ديگر نمي خواهم در زمين خاكيت پا بگذارم.
ديگر نمي خواهم در اين عرصه گام بردارم. مي خواهم پرواز كنم. آري ، پرواز
پرواز در آسمان ، پروازي به سوي تو، تا ملكوت
شماره 5- آقا عرفان
وبلاگ http://www.1000beyza.persianblog.ir /
متن: ((بالهایم را به فرشته ها قرض دادم و آنها که بالشان را خود خواهی اشرف مخلوقات سوزانده !!))
شماره 6- خانم سميرا
وبلاگ : ندارد
متن:
در فراسوهای آسمانها پر شکوه , پرواز را سر دادی.
با مقصدی, هدفی و مهربانی ای...
مقصدی که پایان دنیا را می مانست.
و هدفی که نهایت خوبی ها را در دل داشت.
و مهربانی ای که سنگ دل ترین ها را به زانو در می آورد.
و شکوهی ... تو پرشکوه بال گشودی و من,
نه دیگر پرندگان نغمه خوان
نه رودهای روان
نه کوههای استوار
و نه آبی عمیق آسمان
که در آن لحظه شکوه پرواز تو را بندگی کردم.
هرکجا ضعفی بود, مشکلی, یا بن بستی
بالی برای پرواز بخشیدی. بالی پس از دیگری. و من همچنان غرق در بخشش تو. اما در آخر راه ...
پرستوی من, لبهایت را امر به خندیدن می کنی اما چشمانت سرپیچی ات می کنند. آخر مرا و تنها مرا بگو!
بالهایت را کجا گذاشتی؟
مسابقه 2:
من کم صبرم. کم طاقت. و تا آخر این هفته سعی در بالا بردن قدرت تحملم خواهم کرد.
شماره 7- خانم زهرا
وبلاگ http://domeel.blogfa.com /
متن: من بالهايم را گم كردم و از خدا ميخوام تا كمكم كنه تا بال هامو پيدا كنم
خدايا كمكم ميكني بالهامو پيدا كنم؟ ميخوام اونارو پيدا كنم و وقتي پيدا كردم ميدونم هموني هستم كه تو ميخوايي و اونوقت ميخوام فقط با همون بالها بيام پيشت و به سمتت پرواز كنم دوست دارم خدا جونم و ميدونم كه منو تنها نميذاري و كمكم ميكني تا بالهامو پيدا كنم
شماره 8- (آقا/ خانم ) یاز
وبلاگ http://yazeleily.blogfa.com /
متن: خدای مهربان برای پرندگان دو بال وبرای انسان بیشمار بال قرار داد همانگونه که خود
بی نهایت است اما انسان هر بار که خطایی از او سر میزند یکی از بالهایش میشکند
یا یک پر از بال او می ریزد حال حساب کنید در روز چند پر از بالهای ما می ریزد
وما را زمین گیر می کند پس مواظب بالهای خود باشیم
شماره 9- خانم هانیه
وبلاگ http://hani65.persianblog.ir /
متن: بالهایت را کجا گذاشتی؟؟؟ بی تردید تو فرشته ی معصوم من بودی.بگو عشق او چقدر بیشتر ارزش داشت؟ بگو..من هنوز هم میگویم تو فرشته بودی...شاید چندین هرزه آنگونه بالهایت را شکستند....تو هنوز هم فرشته ی تنهایی هایم هستی...بگو بالهایت را کجا گذاشتی؟
شماره 10 - (آقا/ خانم ) شيرين و فرهاد
وبلاگ http://www.simonaalex.blogfa.com /
متن: بالهایت را کجا گذاشتی تا به پرواز در آیی تا آسمان تا بیکران و سکوت را بشکنی و
دریا را نظاره کنی سکوت را بشکن و یاد کن چشمان بی نور اطلسی را در روشنایی
پاییز . سکوت را بشکن و قنوت را زمزمه کن در هوای بارانی عشق و بخوان آیه نور را
در کوچه های تاریک غم . ای نسیم زندگیم و ای سبزترین رویای باغ خیالم سکوت
رابشکن .محبتت را می ستایم و به عشقت سجود می کنم و دوستت دارم
تا آخرین نفس
شماره 11- (آقا/ خانم ) مروارید عرفان
وبلاگ http://sadafe-darya.blogfa.com /
متن: من ملک بودم و فردوس برین جایم بود / آدم آورد درین دیر خراب آبادم .
اما پاسخ مسابقه تو دوست عزیز : زمانی که از نردبان غرور و خود پسندی بالا میرفتم و تصور میکردم با بالهایم میتوانم باز هم بالاتر بروم و پرواز کنم . بالهایم شکست و فرو ریخت .
شماره 12- (آقا/ خانم ) ديانا
وبلاگ : http://dhyana.blogfa.com/
متن: من بال دارم...
انوقت... بالهایم را کجا گذاشته ام؟
شماره 13- آقا علی
وبلاگ : http://alinadre.blogfa.com/
متن:
سلام
روزی که مرا از بهشت خود اخراج کردی بالهای مرا قیچی کردی گفتی برو بالهای من پیش تو موند...خدایا دوستت دارم.
شماره ۱۴- خانم سحر (نازنازی)
وبلاگ: http://saharnanazi.persianblog.ir /
متن:
بالهایت راکجا گذاشتیتک تک کاشی های حوض به یمن فقدان بالهای نازت آب خود را نثار خورشید سوزان کردند و در این فقدان با تو همدردند...بگو بالهایت را کجا گذاشتی به کدامین کوی باید سراغ بالهای زیبایت را بگیرم ...من هنوز منتظرم ...
شماره ۱۵- آقا سینا
وبلاگ: http://alhekmat.blogfa.com/
و گفت: من بالهایم را برای تو می خواستم.راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلیدانه و لانه و بال و پر و پرواز دلی
شماره ۱۶- آقا نیما
وبلاگ:
بالهایت را کجا گذاشته ای که این فاصله ها را نمیائی.بالهایت را کجا گذاشته ای که مرا نمیپوئی. بالهایت را به شوق چه پروازی رها کردی.بالهایم را دگر بی تو توانی به این راه نیست. مرا از این بلندا به زمین کشیدی تا دوری این راه را دو صد چندان در نظرم سخت کنی. اگر من این جا لنگ لنگان به سوی تو از پس این کوه های بلند انتظار و صبر میآیم.برای این است که دل به تو دادم برای این است که بالهایم را به تو بسته ام.بالهایت را کجا گذاشته ای که مرا اینگونه زجر کشان . بر زمین گرم میکشی.پرواز کن ای بال من پرواز کن. مرا به آسمان ببر که تو را میجویم.
خب دوستان خوبم اينم از مسابقه اين سری. لطفا سه تا رای بدهيد. اين بار فقط يک برنده داريم. منتظر نظرات شما هستم تا با هم برنده اول را معلوم کنيم. با تشکر.
« ... » عزيزم، می دانم که چقدر گل ها را دوست داريد.
تمام اين گلهای زيبا تقديم به تو...